الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

73

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

انداختند ( يعنى تسليم اين حادثه شدند ) و عده‌اى از اهل نفاق گفتند : حال كه محمد كشته شده است پس به دين اول خود بازگرديد ! ( 1 ) ولى أنس بن نضر - عموى أنس بن مالك - فرياد زد : اى جماعت : اگر محمد كشته شده است ؛ اما خداى محمد كشته نشده است و زندگى بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را مىخواهيد چه كنيد ؟ ! پس براى همان چيزى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله جنگيد ، بجنگيد و براى همان چيزى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به شهادت رسيد ، شهيد شويد ! سپس گفت : خدايا من از آنچه كه اينها مىگويند از تو معذرت مىخواهم و از كارهاى اينها به درگاه تو برائت مىجويم ! سپس شمشيرش را محكم به دست گرفت و آن قدر جنگيد تا به شهادت رسيد . سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى بالاى كوه حركت كرد و مردم را به سوى خود فرا مىخواند او مىگفت : بندگان خدا به سوى من بياييد . اوّلين كسى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را شناخت كعب بن مالك بود كه مىگفت : او را از چشمانش كه زير كلاه‌خود مىدرخشيدند ، شناختم و آن‌گاه با صداى بلند فرياد زدم : اى مسلمانان ، شما را بشارت باد كه اين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است ! و آن حضرت با اشاره گفت كه ساكت باش ! پس از آن گروهى از اصحاب آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ( كه سى نفر بودند ) دور او جمع شدند و پس از آن كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آنها را به خاطر فرار ملامت كرد ؛ گفتند : پدر و مادرمان به فدايت باد ، با خبر شديم كه شما كشته شده‌ايد ، لذا دل‌هاى ما از ترس فرو ريخت و فرار كرديم . « 1 » ( 2 ) در اينجا طبرسى ابتدا فرياد ابن قميئهء را ذكر مىكند و سپس فرياد فرد ديگرى از مشركان به دنبال ابن قميئه را بازگو مىكند و در آخر خبر مىگويد : به ما خبر رسيد كه تو كشته شدى و صيحهء ابليس را ذكر نمىكند ، مگر به صورت جملهء معترضه . و اگر چه او اين صيحه را يكى از شكست مسلمانان مىداند ، لكن خبر شكست مسلمانان را مقدّم بر صيحه ذكر كرده است . ( 3 ) طبرسى خبر را با اسناد به زبير شروع مىكند و بعضى از خبر را بدون جملهء معترضه در روايت ابن اسحاق از زبير مشاهده مىكنيم كه مىگويد : هند دختر عتبه و همراهانش را ديدم كه دامن‌هاى خود را جمع كرده بودند و فرار مىكردند و هيچ چيز كوچك و بزرگى را هم با خود برنداشته بودند تا اين كه تيراندازان براى جمع‌آورى غنائم به سوى لشكرگاه قريش سرازير شدند و پشت سر ما را خالى گذاشتند و از پشت مورد حمله قرار گرفتيم و در همين حال شخصى فرياد زد : آگاه باشيد كه محمّد كشته شد ! به دنبال آن ما عقب نشستيم و مشركان هجوم آوردند پس از آن كه پرچم‌داران مشركان را ما كشته بوديم و حتى كسى پرچم آنها را برنمىداشت .

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 849 .